تبليغاتX
بی بی مهتاب
   

مهتاب بانو

 

فیلتر هم شده دردسر ها ! ولی خوب ما هی آدرس عوض می کنیم دیگه ! رومون زیاده . بی بی مهتاب رو بوسیدیم گذاشتیم رو طاقچه و شدیم مهتاب بانو . تشریف بیارید آدرس جدید .

 

مهتاب بانو

 



 نوشته شده در دوشنبه بیست و هفتم خرداد 1387 توسط مهتاب  |  عاشقانه

 

چله نشین تو شدم نبض زمین تو شدم
مرده ی بی دین همه زنده به دین تو شدم

به ساعت مرگ غزل تلخ آبه ای جای عسل
بر حلقه ی نفرین شده تنها نگین تو شدم

بی بال و بی پر در سفر از هر چه سایه خسته تر
هر خط آخر پشت سر تا اولین تو شدم من بهترین تو شدم

ای حس از بر شدنی ای خط به خط نوشتنی
در زنگ از خود رد شدن صد آفرین تو شدم

به جرم بی ستارگی شب همه شب به سادگی
کشته شدم زنده شدم ستاره چین تو شدم

ای تو همیشه سفری از همه ام بی خبری
من که به کوچه می زدم خانه نشین تو شدم
خانه نشین تو شدم ...

شهریار قمبری



 



 نوشته شده در شنبه بیست و پنجم خرداد 1387 توسط مهتاب  |  ...

 

ببینید که کاش چشمانمان ببیند ...



 نوشته شده در یکشنبه نوزدهم خرداد 1387 توسط مهتاب  |  تفو چرخ گردون تفو ...

 

زندگی طغیانی ست بر تمام درهای بسته و پاسداران بستگی.

 

درگذشت بزرگ مرد مبارزه و نویسنده ی بزرگ نادر ابراهیمی  رو به همه تسلیت میگم.

 

پ.ن : عمو سیبیلوی من تو در تمام لحظه های مبارزه ی من زنده ای. تا بودنم خواهم شورید بر پاسداران بستگی ...



 نوشته شده در پنجشنبه شانزدهم خرداد 1387 توسط مهتاب  |  لالل عجب !

 

جاتون خالی الان رئیس جمهور محترم کشورمون داشت سخنان " گه هر بار " ی نطق می فرمود ! داشت از بزرگی امام خمینی حرف میزد ، واقعن اونایی که گوش ندادن عمرشون فنا شد . حضرت احمدی نژاد داشتن می فرمودن که پارسال تشریفشون رو برده بودن آمریکای جنوبی که ۳۰ تا تلویزیون دولتی داره که همه اش هم علیه ایرانه ! و ایشون رفتن اونجا که ملت رو روشن کنن و وقتی از فرودگاه خارج شدن با " انبوه جمعیت استقبال کننده " مواجه شدن که " هر کدومشون عکسهای امام رو دستشون گرفته بودن که من اصلن نمی دونم از کجا اورده بودن چون ما اونجا سفارت خونه نداریم اصلن !" و " شعارهایی نوشته بودن به زبون خودشون همون زبون سرخ پوستی که یعنی ما با شماییم " !!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

 

من جدن به داشتن این رئیس جمهور افتخار می کنم لعنتی زبون سرخ پوستیم بلده ! این آمریکایی های جنایتکار خودشون زبون سرخ پوستی بلد نیستنا ولی این لامصب بلده ! فقط بدیش اینجاست که زبون سرخ پوستی رسم الخط نداره !!!

 

البته تا یادم نرفته اینم بگم که فرمودن :" مردم دنیا با ایران عشق بازی می کنن " و " امام به تنهایی دنیا رو اداره می کرده "!!!

نکته : به نظر شما لازمه به مردم دنیا اخطار بدیم که حین این عشق بازی به کنترل جمعیت و لایه ازن و اینا هم فکر کنن یا نه ؟

نکته۲ : به نظرتون چرا کشوری که رهبرش با مدیر دنیا یکی بوده داره تو بدبختی دست و پا میزنه ؟!

 



 نوشته شده در دوشنبه سیزدهم خرداد 1387 توسط مهتاب  |  ؟

 

به نظرتون چی شد که من فیلتر شدم ؟! چون ۱۸ تیر نزدیکه ؟بساطی داریم ها ! پیشنهاد بدین چی کار کنم ؟ سیاسی می نویسیم فیلتر میشیم . نمی نویسیم فیلتر میشیم !

۳ تا راه کار!!!!!!!!!!!!!! میذارم شما نظر بدید . آدرس عوض کنم و همچون گذشته تریپ گوسفندی بنویسم ؟ آدرس عوض نکنم بزنم دوباره تو جاده ی سیاسی اجتماعی ؟ آدرس عوض کنم ولی بزنم تو جاده ی سیاسی اجتماعی که حداقل دلم نسوزه ! ها ؟ چی کار کنم ؟



 نوشته شده در دوشنبه سیزدهم خرداد 1387 توسط مهتاب  |  باز هم بازگشت !

 

من باز اینجام   ولی خوب فیلترم!  به سلامتی و خوشی و خوشبختی به نظر میاد سیستم فیلترینگ تصمیم گرفته حداقل سالی یه بار منو فیلتر کنه ! دستشون درد نکنه !!!

به هر شکل من الان ۳ روزه که تهرانم و تو تخت خودم می خوابم  . البته خیلی زود عوضش می کنم و یه تخت جدید و غریبه میشه تخت خودم ! ( آدمیزاد به چه چیزهایی فکر میکنه خداییش  !!!! )

اوضاع خوبه در کل  . یه اتفاقات دلگیر کننده ای میافته ولی کلیت داستان خوبه . تغییر و تحولات خیلی خوبی در پیشه و فکر می کنم همه چی داره به همون سمتی میره که من می خوام .

چیزی که تو این مدت خیلی بیشتر از پیش لمس کردم اینه که من خیلی خیلی واسه خدا عزیزم . اصلن تاب ناراحتیه منو نداره . دمش گرم .

دیگه دیگه دیگه ... قهرمانی پرسپولیسم تبریک میگم . البته به قطبی . بازی آخر ، تمام استقلالی هایی که من میشناختم ( خودم - بابام - داداشم - شوهرم - مهدی - نامی - نازنین و ... ) داشتن دعا می کردم پرسپولیس قهرمان شه

دیگه ... آها خبر مهمه مونده  ولی فعلن بذارید بمونه . ییهو بهتون خبر میدم ذوق مرگ شید  فقط بدونید می خوایم خونمون رو زودتر از موئد مقرر به صاحب خونه تحویل بدیم

برمیگردم

.

.

.

.

.

.

.

 ههههههههههههههههههههههها دیدید برگشتم

 

پ.ن : وبلاگ سعید حاتمی میرفتم جهت پینگ اونم فیلتره !!!!

 



 نوشته شده در پنجشنبه نهم خرداد 1387 توسط مهتاب  |  خوش اومدم ! می دونم خودم !!!

 

سلام خونه ! من اومدم  

welcome

خوبید  ای اهالی وبلاگستان ؟

۲-۳ بار گذشته ای که اومدم تهران کار به شب خوابیدن نکشید و دوباره راهی شدم . دیروز صبح رسیدم و امروز صبح تو تخت خواب خودم از خواب پا شدم . البته امشب هم همین جا می خوابم ولی فردا رو مطمئن نیستم !

گرفتارم آقا جان ! ولی گرفتاریام خوبن ، نگران نباشید  البته خسته شدم ها . این همه رفت و آمد برای من خیلی خسته کننده ست ولی خوب نتیجه اش به زحمتش می ارزه

فعلن و تو این یکی دو روزه زمانی ندارم که براتون بنویسم چه خبره چون تو خود تهرانم گرفتارم ! ولی اگه برگشتم و وقت شد حتمن براتون می نویسم . فکر کنم یکی دو هفته ای باز نباشم ولی بعدش احتمالن دیگه هستم

 



 نوشته شده در سه شنبه دهم اردیبهشت 1387 توسط مهتاب  |  سال نو با نیچه !

 

آنچه آدمی را والا می کند مدت احساس های والا در اوست نه شدت آن احساس ها !

+++++++++++++

سکوت با هم زیباست ؛
زیباتر خنده با هم است !
 
نیچه
 
************************************************************
 
سلام
سال نوی همگی مبارک ، از همگی هم به خاطر کامنتهای پر مهرتون ، آف لاین ها ، اس ام اس ها و تماس ها ممنونم . خیلی بهم لطف داشتید و ممنونم که فراموش نشدم . نمی دونم دوباره کی بیام . حقیقتشم هیچ علاقه ای به اومدن حس نمی کنم پس نبودنم رو به بودن خودتون ببخشید !
 
 
 
این پست ، پست سال جدید بود . ببخشید رنگ بویی از خوشی توش نیست . نوآوری کردم دیگه !
 
 
 

 



 نوشته شده در پنجشنبه بیست و نهم فروردین 1387 توسط مهتاب  |  جمعه را یادمان نرود ...

 

جمعه را یادمان نرود ، یادمان نرود این آخرین جمعه ی سال ۸۶ اهمیت فراوانی دارد در بهتر شدن اوضاع داخلی و بین المللی ایران و یا بدتر شدنش و یادمان نرود رای ندادنمان هزار قدم به غقب است آنجا که رای دادنمان ۱ قدم به جلوست .

 

پ.ن : فکر می کنم مدت زیادی نباشم . پس پبشاپیش سال نوتان مبارک

 



 نوشته شده در پنجشنبه بیست و سوم اسفند 1386 توسط مهتاب  |