یه سال دیگه هم گذشت . سال پر از بیماری و جنگ روانی !
۲-۳ تا تصمیم مهم گرفتم و امیدوارم نتیجه اش رو تو سال دیگه ببینم چون حتا نشد تو سالی که گذشت عملیشون کنم .
یکی از بدترین اتفاقهایی که برام افتاد خراب شدن گوشیم بود . شاید احمقانه به نظر بیاد ولی عاشقش بودم . تمام مدتی که داشتمش بابک و بهراد اذیتم می کردن که به درد نمی خوره ولی من عاشقش بودم . حتا رفتم دوباره عین همون بخرم همون رنگ ولی وقتی گوشی جدید رو دستم گرفتم دیدم اون نمیشه و فقط بیشتر غصه می خورم و کلن یه گوشی دیگه خریدم ... میخندین ؟ این دو هفته گوشی جدید هیچ لذتی در من ایجاد نمی کنه ، من واقعن عاشق گوشیم بودم ...
از نظر اجتماعی هم سال مزخرفی بهم گذشت . به خاطر خیلی مسائل کار در حیطه ی زنان رو گذاشتم کنار و شدم یه تماشاچی و روزی هزار بار به این زندگی فحش دادم .
از نظر سیاسی هم که دیگه گفتن نداره ! ترماله ترمال بود ! نصف بچه های این مملکت هم که به بهانه های واهی تو زندونن ...
از زمین و آسمون هم که برامون فحش میباره چون می خوایم رای بدیم . ولی کور خوندین من یه بار خریت کردم و تحریم برای هزار سال عمرم بسه ! من رای میدم !
از نظر اقتصادی هم سال گندی بود . با این درآمد بالا بازم هشتمون گرو نهمونه ! قیمت همه چی داره مثل چی میره بالا و رئیس جمهور احمق جلوی ۵۰ میلیون بیننده ی تلویزیون میگه تورم رو ول کنید این همه چیز خوب تو این کشور هست !!!
قسمت خوبش عاشقانه های گهگاهیش بود و نقاشیهای گهگاهی ترم .
البته این بدبختیا به تولد من ربطی نداره ولی تاثیر مستقیم تو زندگیم داره !!!!!!!!!!!!!!!!
به هر حال از همه تون ممنونم که یه سال دیگه این وبلاگ ور تحمل کردید و از همه تون که تبریک گفتید هم ممنونم .
خیلی مخلصم ! بی بی !!!
پ.ن : میعاد عزیزم قطعن می دونی اون چیزی که در اولین حضورت به این وبلاگ خوندی احساسات صادقاه ی من در موردت بوده 
پ.ن۲ : به یاد گوشی از دست رفته :

چه پستی شد !!!!