من منتقد سینما نیستم ولی فیلم دیدن رو دوست دارم ، بنابراین زیاد فیلم میبینم ! برای فیلم خوب هم تعریف خاصی ندارم چون به نظرم فیلمهای خوب هم خیلی با هم متفاوتن ولی به طور کلی معتقدم فیلمی فیلم خوبی از کار دراومده که ببننده موقع دیدنش به ساعت نگاه نکنه ! یکی از عالیترین فیلمهایی که با این خصیصه دیدم فیلم با چشمهای کاملن بسته ی استنلی کوبریک بود ، با این که هیچ اتفاق خاص و اکشنی تو فیلم نمی افته ولی تا لحظه ی آخر بیننده ( حداقل من ! ) میخکوب فیلمه و این یعنی شاهکار . با این خصیصه می تونم فیلم پلنگ صورتی رو هم نام ببرم که یک دنیا با فیلم قبلی متفاوته ولی بیننده ( البته نه بیننده ای که از تلویزیون ایران این فیلم رو میبینه !!! ) تا آخر فیلم بدون انقطاع به شوخی های فیلم می خنده ، خسته نمیشه و از فیلم لذت میبره .
نوشتن در مورد اخراجی ها سخته . با کارهایی که ده نمکی کرد ( در اختتامیه جشنواره ) علاقه ی چندانی به دیدن فیلم نداشتم ولی عید بود و فیلم کمدی و دسته جمعی سینما رفتن می چسبید ...
ظاهر فیلم کمدیه ولی ... ولی ای دل غافل از باطنش ... ولی امان از اونجایی که وجودت آتیش و آه و اشک میشه ...
نوشتن در مورد اخراجی ها سخته ، شاید موقع نوشتن در موردش مجبور بشم خودم رو نقد کنم ...
داوطلبهای جنگ رو نیمکتها نشستن ، رزمنده ای داره در مورد نارنجک حرف میزنه و طرز کارش رو توضیح میده ، داوطلب می خواد برای نمایش عملی کار ، رزمنده ی جوانی به نام حسین رو که دست بر قضا زبونش هم میگیره صدا میزنه برای انجام این کار . سوزوکی ( کامبیز دیرباز ) به مسخره و با خنده میگه : بابا این زبونش میگیره تا برسه به ۳ همه مون رفتیم رو هوا ! ( کر کر خنده بلند میشه و من هم می خندم ! همه می خندن ! ) بایرام ( اکبر عبدی ) انتخاب میشه ولی اینقدر هوله که به جای ده متر جلوتر رفتن همونجا ضامن رو می کشه ، همه به هم میریزن ، هر کی به سویی فرار می کنه ولی فرصتی نیست و حسین ( همونی که به خاطر لکنت صلاحیت باز کردن ضامن رو نداشت ) خودش رو پرت می کنه رو نارنجک ...
این اولین صحنه ی این فیلمه که به طور علنی بهت میگه نرفتی فیلم کمدی ببینی ، تا آخر فیلم شاید دیگه نتونی درست بخندی و اگه مثل من باشی شاید تا ساعتها بعد از فیلم همینجوری اشک بریزی ، تو جنگ هیچ چیز خنده داری وجود نداره ، دیگه حتا شوخیها بیرنگن ، تو صحنه هایی میبینی که برای هرکدومشون قبلن چند ده فیلم ساخته شده ولی همشون یه چیزی کم داشتن ، برای همین طرفداری هم نداشتن . تو لحظه هایی از جنگ رو میبینی که قبلن به تفصیل دیدی ولی این صحنه های دوباره انگار نابن ، تازه ن ، چیزی دارن که بقیه نداشتن ، شاید صداقت ، شاید صداقت سوزوکی و رفقاش ، شاید صداقت سوزوکی و قمه اش همون چیزیه که فیلمهای قبلی جنگ نداشتن ...
توصیه من به همتون اینه این فیلم رو از دست ندین . به شوخیهاش بخندین ولی حرف من رو به یاد داشته باشید که نرفتید فیلم کمدی ببینید این شوخیها فقط شروعه یه تلخیه بی پایانه ...
خدایا غیرت ، همت و شجاعت مردان و زنانی که برای این خاک جنگیدند رو به من ارزانی دار !
خدایا جنگ رو از مردم سرزمین من و همه ی دنیا دور کن !
آمین ...