تبليغاتX
بی بی مهتاب
   

رنگ بپاشید بر این پنجره ی من ...

 

چشم می گردانم شهر را ، خاکستریست .

از آن روزهای عجیب خاکستریست امروز ...

به آینه می نگرم و زنی میبینم بس خاکستری .

بی تفاوت به دنیای مجازی سرکی می کشم

نمی خواهم خاکستری دنیای واقعی بی رنگم کند .

اما اینجا هم عجیب خاکستریست ... شاید هم سیاه است .

باید بروم چشم پزشک !

شاید این خاکستری ایراد دیدگان من است .

خسته شدن از این بی رنگی

رنگ بپاشید بر این پنجره ی من

که من

تهران خاکستری را دوست ندارم ...

جلوه جواهری " هم "بازداشت شد !

 

پ.ن : آنکه باید می دانست من شوخی ندارم و از کامنتهای خصوصی احمقانه ی بی اسم خوشم نمی آید دانست ! ولی اینقدر جنم نداشت که خودش از خودش بگوید ! خدا نگه دارد این سیستم آی پی را که بد جور آدم را لو می دهد ! خدا حفظ کند این وبگذر را که آبرو می برد که چه کسی ، کی و از کجا آمده است !

 



 نوشته شده در یکشنبه یازدهم آذر 1386 توسط مهتاب  |