|
||||||||||
|
|
ميان انچه بايد باشد و نيست عجب فرسوده ديواريست دنيا
امشب را تا صبح خواهم گریست برای تمام " علی سنتوری " هایی که به زندگی بازنگشتند ، امشب را تا صبح به سوگواری کودکی خواهم پرداخت که با خشخاش بزرگسالیش را جشن گرفت ، امشب را تا صبح طلب بخشش خواهم کرد برای پدران و مادرانی که طناب دار فرزندانشان را می بافند ، امشب را تا صبح دعا خواهم کرد راهی برایم باز شود تا از آلوده شدن شده حتا یک انسان دیگر جلوگیری کنم ، امشب را تا صبح التماس خواهم نمود راهی باز شود برای آزادی این امت چنانکه دریا شکافته شد برای بنی اسرائیل ...
نوشته شده در یکشنبه بیست و هشتم بهمن 1386 توسط مهتاب |
|
![]()
Theme designed by Web Hosting at Lunarpages |