تبليغاتX
بی بی مهتاب
   

گزارش ویژه نمایشگاه کتاب !

 

کمی مونده با ساعت ۱۰ ، من و بچه هام ( پسر بزرگم و دختر کوچکم ) از در مصلا وارد بیستمین نمایشگاه کتاب شدیم . به نقشه نگاهی کردیم و جهت میان بر وارد سالن کتاب های عربی و لاتین شدیم که ... ! بعله این سالن زیر زمینی بود به غایت نمور و کثیف!!! و احتمالن آبرومون جلوی کشورهای خارجی !!!!! شرکت کننده تو نمایشگاه رفته تا حالا! ( البته اگر به لطف ریاست محترم جمهور چیزیش مونده باشه ! ) . برای خارج شدن از سالن باید از چند پله بالا میرفتیم ( خب تو زیر زمین بودیم چرا تعجب می کنید !؟ ) که رفتیم . فقط مجبور شدیم مارپیچ بریم بالا که زیر چیکه های جاری از سقف خیس نشیم !

به سمت سالنهای ناشران عمومی راه افتادیم ، خدا رحمت کنه قدیما یه پارچه میزدن جلو ورودی هر سالنی این هوا ! بالاش می نوشتن "الف - پ " و پایینش هم انتشاراتیهایی که تو اون سالن غرفه داشتن لیست می کردن ! اما دریغ پارچه کجا بود ؟ نوشته کجا بود ؟ نظم و ترتیب کجا بود ؟ البته عوضش هر کدوم از سالنها به اسم یکی از مردان بزرگ ایران زمین بود که واقعن نو آوری بود و به اندازه ی همه ی بی نظمی و بلبشویی که راه انداخته بودن می ارزید !!!!!!!!!!!!!!!!!!!

وارد یکی از سالنها شدیم که عملن همه ی سالنها بود ، ترتیب انتشاراتیها به بدترین شکل ممکن بود ، پلاک بعضی غرفه هارو ، روی کاغذ A4 و با خودکار نوشته بودند ، در کل افتضاح بود .

کتاب چاپ اول بدرد بخور هم که تقریبن وجود نداشت . نتیجتن چند تا کتاب گرفتم که پارسال موفق به گرفتنشون نشده بودم و با دیدنشون دوباره یادشون افتادم . همه هم رومان .

البته یه حالیم به خودم دادم و کتاب " بار دیگر شهری که دوست میداشتم " رو دوباره خریدم . تو پست بزرگداشت نادرابراهیمی نگفتم که یه بی .... ازم همه ی کتابهای نادر ابراهیمی رو یه جا گرفت که بخونه و حال کنه و دیگه نداد . البته نسبت خیلی دوری با این ... ندارم . ولی ....

به هر حال تا وقتی که همسر عزیز بتونن کتابهای من رو پس بگیرن باید تاوان بدن دیگه . منم دوباره کتاب های مورد علاقه ام رو می خرم !

پسرم هم کتاب زیادی نخرید . ۴ تا کتاب درپیت در مورد نیچه ! ولی دخملی حسابی دستور داد ! تو سالن کودکان یه حالی به خودش و جیب ما داد . البته مام دریغ نکردیم بلکه قبول افتد

پ . ن : قرار نبود بریم نمایشگاه ، چون ناشرین تحریمش کرده بودن . ولی خودشون شرکت کردن نتیجه این که مام رفتیم ! من انتشارات بهدید ، هیرمند ، دارینوش ، قدیانی ( البته انتشارات کودکانش بود ) و چند تای دیگه رو ندیدم . حالا نمی دونم بودند و من ندیدم یا اینکه اینا سر حرفشون مونده بودن و نیومده بودن . ققنوس که با اون همه بلوایی که سر نیومدن به راه انداخت و با این حضور پر شور و انقلابیش !!! تو نمایشگاه آبروی همه رو برد

 



 نوشته شده در جمعه چهاردهم اردیبهشت 1386 توسط مهتاب  |