|
||||||||||
|
|
باز هم نوستالژی به نظر شما نوستالژیها دو طرفن ؟ یعنی اگه برای من نوستالژی هستن برای طرفم هم نوستالژین ؟ یا اینکه ما متفاوت از هم دچار نوستالژی میشیم ؟ هر جوری که دچارش میشیم... من عاشق نوستالژیهام هستم ، عاشق شهریار کوچک ، عاشق الفی ، عاشق دادلی دورایت ... عاشق من اگر برخیزم ، عاشق ای ایران ... ، عاشق یار دبستانی ، عاشق بهارنارنج ، عاشق لبو ... عاشق دریا ، عاشق ساز ، عاشق با تو رفتم ... ، عاشق گل گلدون من ... ، عاشق ستاره مرد ... عاشق وقتی که میای ...
وقتی میای صدای پات از همه جاده ها میاد انگار نه از یه شهر دور که از همه دنیا میاد تا وقتی که در وا میشه لحظه ی دیدن میرسه هرچی که جاده ست رو زمین به سینه ی من میرسه ای که تویی همه کسم بی تو میگیره نفسم اگه تو رو داشته باشم به هرچی میخوام میرسم وقتی تو نیستی قلبمو واسه کی تکرار بکنم گلهای خواب آلوده رو واسه کی بیدار بکنم دست کبوترای عشق واسه کی دونه بپاشه مگه تن من میتونه بدون تو زنده باشه ای که تویی همه کسم بی تو میگیره نفسم اگه تو رو داشته باشم به هرچی میخوام میرسم عزیزترین سوغاتیه غبار پیراهن تو عمر دوباره ی منه دیدن و بوییدن تو نه من تو رو واسه خودم نه از سر هوس میخوام عمر دوباره ی منی تو رو واسه نفس میخوام ای که تویی همه کسم بی تو میگیره نفسم اگه تو رو داشته باشم به هرچی میخوام میرسم
گوش کنید اگرم بلدید سیو کنید پ.ن : یه عمر برات خوندم ولی آخرشم نفهمیدم صدا و خوندنمو دوست داشتی یا اینکه تحمل می کردی ... نوشته شده در یکشنبه بیست و سوم اردیبهشت 1386 توسط مهتاب |
|
![]()
Theme designed by Web Hosting at Lunarpages |