تبليغاتX
بی بی مهتاب
   

خواهرم

 

طبیعیست که یادم نیاید اولین بار کی دیدمش چون خیلی کوچک بودم ! شاید از خیلی هم کوچکتر ولی دیدمش . از کودکیمان کلی عکس جفتی داریم ، من روی طاقچه ام و او برای حفظم می کوشد ! یا من در حال کشیدن موهایش هستم و یا من در حال لومباندن بیسکوییتم و او لبخند میزند و ... ولی اینها برای همه ی خواهر ها هست . آن چیزی که خواهرم را از دیگر خواهران متمایز می کند سعی او در آموختن بهترین هاست و صبرش و گذشتش . می آموزد بدون بخل و با حوصله ... تقریبن ۵ سالم بود که خواندن را به من آموخت و کل خانواده را از شر من راحت کرد و قبل از شروع مدرسه نوشتن هم میدانستم ... من بزرگ میشدم و او همیشه بزرگتر بود و جلوتر و پر از توصیه . کتاب فلان را خواندی ؟ فلان فیلم را دیدی ؟ و ....

یادم می آید وقتی خواستم تغییر رشته بدهم و ریاضی را کنار بگذارم چه قشرقی راه انداخت ( به کمک برادرم ! ) هر چند تاب سنت شکنیم را نداشت ولی با آن کنار آمد . با همه چیز من کنار آمد ، با اخلاق تندم ، با بی حوصلگی ام ، با شلخته گیم و .... و بهترین خواهر دنیا بود و هست .

 



 نوشته شده در دوشنبه چهاردهم خرداد 1386 توسط مهتاب  |