تبليغاتX
بی بی مهتاب
   

سکوت پر حرف

بعضی وقتها میشه که یه عالمه حرف داری و نمی دونی چه بگی و چه طور بگی و به کی بگی ، سابق بر این وقتی دچار این درد میشدم می نوشتم ، نوشتن ازادم میکرد و می تونستم لبخند بزنم ، ولی حالا مدتیه که وقتی نمی تونم بگم و میام که بنویسم می مونم که چی بنویسم و چه طور بنویسم و برای کی ؟ همه ی این ندونستن ها اما پر از حرفهایی که نمیشه گفت و نمیشه نوشت .

نمی تونم بگم دلم گرفته چون نگرفته ، غمگین هم نیستم. یه جورایی عادت کردم به درد پرحرف سکوت. نمی دونم شاید ایراد از دوستانمه که قریب به اتفاقشون فقط گیرنده هستند ، شاید اینقدر گفتم و شنیده نشده ، به اینجا رسیدم ، اینجا که حتا اگر بخوام بگم چیزی برای گفتن نیست ...

از وقتی که یادم میاد دوست خوبی بودم همراه با اخلاقهای بد ، زودرنج بودم و کم حوصله ولی دوستانم هرگز قبل از رفع نیازهاشون از پیشم نرفتند ، همیشه هر جا که لازم بود بودنم ، بودم ، برای همه .

شاید دیر جوش باشم و زودرنج و کم حوصله ولی همیشه دوست خوبی بودم و با معرفت ، با حافظه و ... منتی ندارم ، خودم بودم . ولی دوستای خوبی نداشتم جز معدودی . کمتر از انگشتهای یک دست. جز این تعداد معدود ، بقیه بیشتر به خاطر خودشون با من بودند تا به خاطر خودم ...

و چقدر بده بدونی وجودت رو می خوان به خاطر خدماتی که میگیرن و نه به خاطر خودت ...

 

پ.ن : بلاگرولینگ فیلتر شده ، برای همین من و بعضی از دوستان نمیبینیم لیست بلاگرولینگ رو ، بلاگرد رو جانشین کردم ولی مگه میشه ما ایرانیها یه کاریو درست انجام بدیم ؟! هر وقت دلش بخواد و هر وبلاگیو که دلش بخواد پینگ می کنه !

پ.ن۲:

 در یک حکم غیر منتظره، دلارام علي به 2 سال و 10 ماه حبس و 10 ضربه شلاق محکوم شد

 



 نوشته شده در دوشنبه یازدهم تیر 1386 توسط مهتاب  |